المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

132

مروج الذهب ( فارسى )

او را عوض فرستادند و ديار چين آباد شد و كار وى استقرار گرفت . عمرش حدود دويست سال بود و بمرد و مردم مملكت از مرگش فغان كردند و يك ماه عزاى او به پا داشتند . پس از آن پسر بزرگش را بشاهى برداشتند و او نيز پيكر پدر را در مجسمهء زر نهاد و بطريق اسلاف رفت و از پدران خويش پيروى كرد . نام اين پادشاه توتال بود ، كارش استقرار يافت و رسوم پسنديده آورد كه هيچكس از ملوك سلف نياورده بود . وى عقيده داشت كه ملك جز به عدالت پايدار نيست كه عدل ميزان الهى است و از لوازم عدالت زيادت نيكى و زيادت كار است . وى طبقات مردم را معين و مرتب و منظم كرد و روش همه را تعيين فرمود . روزى بجستجو برون شد تا مكانى بيابد و معبدى بسازد و بجايى رسيد كه به گل و گياه فراوان آباد و مزين بود و آب از هر سويش روان بود و معبد را آنجا بنياد كرد و اقسام سنگ بهر رنگ براى بنا بياورد و معبد را بر آورد و بر فراز آن گنبدى ساخت و از هر طرف آن براى هوا منفذها نهاد و هم در آنجا براى كسانى كه مىخواستند بخلوت عبادت كنند خانه‌ها مهيا كرد و چون از كار گنبد بپرداخت همهء مجسمه‌ها را كه پيكر اسلافش در آن بود بر فراز آنجا به پا داشت و بزرگداشت آن را مقرر فرمود . آنگاه همهء خواص مملكت را فراهم آورد و گفت به نظر وى بايد مردم پيرو ديانتى باشند كه مايهء وحدت جمع و استقرار نظم شود زيرا ملك بىشريعت از خلل ايمن نيست و تباهى و خطا بدان راه خواهد يافت و براى آنها شريعتى نهاد و وظايفى معين كرد تا روابطشان منظم شود و هم قصاص تن و اعضا را مقرر كرد و ترتيبات نكاح را پديد آورد تا بمقتضاى آن از زنان تمتع برند و نسبها درست شود و مقررات را مرتبت ها نهاد ، از جمله وظايف واجب بود كه ترك آن مايهء زحمت بود و اعمال مستحب كه انجام آن مرجح بود و هم نمازها مقرر داشت كه براى خالق به پا دارند و بمعبود خويش تقرب جويند از آن جمله اشاره‌اى بود كه نه ركوع داشت نه سجود و شب و روز بوقتهاى معين